على محمدى
369
شرح اصول استنباط ( فارسى )
نيست بلكه ديگران هم مجازند در اينكه به ظواهر اخذ كنند و تفصيل اين مطلب در شرح رسائل جلد اول آوردهام و چون مصنف در اين مقام متعرض نشده بيش از اين طول ندادم . غير از جناب محقق قمى ساير دانشمندان شيعه اعم از اخبارى و اصولى متفق القول شعارشان اينست كه ظواهر سنت در حق ما حجت است و ما حق داريم به ظواهر آن اعتماد كرده و حكم شرعى را از آن استخراج كنيم و دليل حضرات عبارتست از بناء عقلاء عالم اين دليل از دو مقدمه تشكيل يافته كه مقدمه اول به منزله صغرى و مقدمه دوم به منزله كبرى و هردو هم قطعى هستند و لذا نتيجه قطعى است ( در عبارت مصنف اول كبرى ذكر شده سپس صغرى ) . امّا كبرى « طبق بيان مصنف » : هنگاميكه ما به طريقه و روش معصومين ( ع ) در محاورات و مكالمات آنان با مردم مراجعه مىكنيم مىبينيم آنان يك سيره و روش مستحدث و جديدى در مقام افاده مرادات مقاصدشان غير از شيوه ساير عقلاء عالم نداشتند بلكه از همين سيره عقلائيه در افاده مقاصد استفاده مىكردند يعنى به ظواهر اعتماد مىكردند پس اين سيرهء عقلائيه قطعا و جزما مرضى نظر شارع هم هست و هر سيرهء عقلائيهايكه چنين باشد قطعا حجت و جايز الاتباع است . ( ان قلت : شايد اين سيره را شارع مقدس ردع نموده ولى بدست ما نرسيده قلت : اگر ردعى بود حتما بدست ما مىرسيد يا در حدّ متواتر و يا حداقل خبر واحد چون مقتضى موجود و مانع مفقود بوده در حالى كه محض نمونه حتى يك جا و به صورت خبر واحد هم براى ما نقل شده پس معلوم مىشود ردعى نبوده پس مورد رضاى شارع است ) . و امّا صغرى « طبق ترتيب مصنف » : هنگاميكه ما به عقلاء عالم مراجعه